انتخاب صفحه

کار بافی ( سفره بافی )

123 (9) 123 (6) 123 (10)
بافت پارچه به صورت سنتی در ایران دارای سابقه ای بسیار طولانی است ، این صنعت در ورزنه که مواد اولیه آن با کشت پنبه به راحتی در دسترس بوده رواج و رونق قابل توجهی داشته است که در طول زمان به تناسب کاربردآن اسمش تغییر کرده است و نهایتاً چون با ورود پارچه های صنعتی و کارخانه ای نیاز مردم به پارچه برطرف گردیده این دست بافته از سبد کالای مورد نیازمردم خارج گردیده ودر واقع کرباس بافی ، جولا بافی ، پارچه بافی ، چادرشب بافی و شمد بافی که نیاز اصلی مردم بوده به سفره بافی که یک نیاز جانبی و نچندان ضروری بوده تغییر پیدا کرده است به گونه ای که از چهل سال قبل تا کنون پارچه های راه راه با زمینه آبی یا سفید جهت نگهداری نان ، در کارگاها تولید و رایج گردیده است این در حالی است که قبل از این زمان این صنعت دستی در طرح و نقش های متنوعی وجود داشته است از جمله طرحهای رایج در قدیم عبارتند از : میل میل ، خرده نباتی ، گل شفتالو ، پنج رنگ ، متقال ، شمد ، کِش ، قنداری ، اناروبه ، چادرشب وبقچه .
پارچه بافی در ورزنه مختص زنان بوده و در بین تمام خانواده ها رایج بوده است به گونه ای که عروس به هنگام رفتن به خانه بخت می بایست از این هنر برخوردار باشد و نیز حداقل ۱۰ عدد از آن در جهیزیه او قرار داده می شده . هم اکنون بالغ بر ۱۴ کارگاه خانگی سفره بافی در ورزنه فعال است که بافنده های آن خانم های بالای ۶۰ سال می باشند این بافته ها اگر چه در چندین سال قبل ارزش مادی آنچنانی نداشته اما هم اکنون به علت توریستی شدن شهر ورزنه واستقبال از این پارچه پنبه ای از جانب گردشگران ، مجدداً رونق سابق خود را پیدا کرده است ولی با این وجود طرحهای زیبا و متنوع قدیمی به علت سختی بافت و کهولت سن بافندگان به فراموشی سپرده شده و امید است با ورود نسل جوان به این عرصه مجدداً طرحها ی گذشته بر روی دار کاربافی سوار شود .

احمد شهباز ورزنه

 

سفره بافی

مراحل تهیه پارچه به روش سنتی ( سفره بافی)

صنعت سفره بافی یا به عبارت بومی آن صنعت کاربافی از جمله قدیمی ترین صنایع دستی اصیل ایران می باشد که در این منطقه نیز از قدیم وجود داشته و از جمله علل پیدایش این صنعت می توان به تولید پنبه در این منطقه و نیاز مردم که اصلی ترین علت بوده اشاره کرد.

ماده ی اصلی این کار((نخ)) می باشد . که این نخ را از نوعی پنبه به نام پنبه بومی به دست می آورند. برای تولید نخ ابتدا پنبه و پنبه دانه را به وسیله دستگاهی موسوم به چرخ ویش کیش از هم جدا می کردند پنبه جدا شده را به وسیله کمان حلاجی به صورت پف کرده و نرم در می آوردند.کمان حلاجی دارای ۳ قسمت است : ۱- کمان: که ستون اصلی این وسیله می باشد و به شکل کمانی صاف  و کشیده می باشد. ۲- تار حلاجی: سیمی مخصوص که دو طرف کمان را به هم وصل می کرده و ضربه بر روی این تار وارد می شده است .۳- چک حلاجی: وسیله ای برای وارد کردن ضربه به تار حلاجی ، مرحله بعد چله کردن  در این مرحله پنبه حلاجی شده را بر روی سطحی صاف و نم دار به یک اندازه پهن می کردند  سپس آنها را به دور چند میله ای آهنی می پیچیدند که به این مرحله ساخت پیلته می گفتند سپس پیلته ها را به وسیله ی دستگاهی به نام چعر تبدیل به دشکی می کردند.

دشکی: نخ به دست آمده ازپنبه را گویند که چون هنوز پخته نشده است استحکام زیاد ندارد .

دشکی ها را به دور کلک می پیچند.

کلک: قطعه ای از نی به اندازه حدود یک وجب ( ۱۵ سانتیمتر ) از مجموعه چند کلک بوسیله چرخ و بینی ( ابزاری چوبی از جنس ساقه نی ) کلافه به دست می آید .

کلافه های بدست آمده را در طول سه روز در آب خیس می کردند و با وسیله ای به نام کتک می کوبیدند.

مرحله بعد ((شو گرفتن)) در این مرحله کلافهای را که کتک کرده اند را در دیگ آبی حاوی آرد و زرده تخم مرغ و مغزگوسفند بوده را می جوشانند تا استحکام نخهای آن زیاد شود .  ( به این آب و آرد و زرده تخم مرغ و مغز گوسفند ((گلو)) می گفتند )

سپس کلاف های شو گرفته را می خشکاندند و مواد اضافی را که به نخها چسبیده بود را با دست یا به وسیله کتک جدا می کردند ، دوباره کلافها را وارد آب می کردند تا کاملاً آب خور شود پس از اتمام این مراحل نخ سفید آماده می شود .

اگر قصد بافتن چادر سفید را داشتند این نخ کافی بود و نیازی به رنگ گردن نداشت  . ولی برای بافتن سفره مجبور به رنگ کردن کلافها می شدند . برای هر رنگی جوهر آن رنگ را به همراه آب در دیگ می جوشاندند و کلافها را وارد آن می کردند ، کلافهای رنگ شده را در آفتاب پهن می کردند تا خشک شود .

برای بافتن سفره و به راه انداختن کارگاه یک کلاف کافی نبود برای همین از مجموعه چند کلاف یا « گندی»درست می کردند به این مرحله کار «دیتینمون» و به شخصی که این کار را انجام میداد «کارتینه» می گفتند ، برای این کار در محلی خلوت که به طول حدوداَ ۱۰۰متر باشد به مقدار فاصله های خاص ۴عدد میله فلزی که به آن « میخ و شمشمه » می گفتند و در زمین فرو می کردند .

سپس کلافها را دور کلک پیچیده بودند به وسیله چوبی که در انتهای آن مانعی وجود داشت تا کلک از چوب خارج نشود و به آن «دولوه» می گفتند شروع به «دیتینمون»مـــی کردند شخص کارتینه ۴دولوه در دست داشت که در هر دولوه ای کلک با رنگی خاص (آبی – قرمز –زرد و مشکی) وجود داشت . این شخص با نظمی خاص در امتداد میله های فلزی (میخ و شمشه ) حرکت می کرد و نخها را به دور میله ها پیچیدند و در هر جا که نخ کلک تمام می شد کلک دیگری را به او می دادند و او سر نخهای دو کلک را به هم «پوروز » می کردند تا به هم متصل شود . ( پوروز) سر همکردن دو نخ جدا از هم با ترکردن نخها و به هم پیچیدن آنها بادست است. در هنگام کار دیتینمون شخص کارتینه وقتی به میله ها میرسد نخها را با نظمی خاص به دور میله ها می پیچد که نخها زیر و رو شده و معلوم شود چه رنگهایی در پایین و چه رنگهایی در بالای کار قرار می گیرد که به این کار (بره) می گویند و بعد از این مراحل گندی به دست آمده و آماده کار بافی می شود .

برای بافتن سفره به محلی خاص و مجموعه ای از وسایل نیاز است . از جمله :

۱ـ کارگه : محلی گودال مانند که در گوشه ای از حیاط خانه معمولاً جایی که بلند تر از سطح زمین باشد مانند صفه ایجاد می شده و حتماً سمت چپ این گودال باید دیواری به طول ۵ الی ۶ متروجود داشته باشد تا برخی از وسایل لازم را در آن جای دهند مانند ( بناویج و میخ ور دستی « میخ کنار دست»)

۲ـ بنا ویج :‌۲ عدد چوب حدوداً ۱ تا ۱٫۵ متر که یکی از انها را در بالای سر کارگه و دیگری را به فاصله ۵ متری از کارگه به همان ارتفاع بناویج دیگری در دیوار جای می دهند .

کلیه وسایل کاربافی که در گارگه قرار داشت را با چند تکه طناب به بناویجی که بالای کارگه قرار داشت نسب می کردند تا تمام وسایل را به مقدار فاصله ای خاص بالاتر از زمین نگه دارد .

گندی کار را در پایین بناویج دیگر قرارا می دادند و سر دیگر را به شانه کارگه  وصل می کردند سپس نخها را بالا آورده و به مقدارخاص پایین تر از بناویج به تنابی وصل می کردند و آن طناب را از بناویج عبور می دادند و سر دیگر طناب را به میخ  وردستی در کنار کارگه می بستند و این بناویج وظیفه بالا نگه داشتن نخ ها را به عهده دارد .

۳ـ میخ و طناب وردسی : این طناب وظیفه شل و سفت کردن نخها را به عهده داشت . هر چه قدر از نخها  در کارگه به کار میرفت به همان فاصله و مقدار طناب را که به میخ بسته بودند ، شل می کردند تا نخها آزاد شده و جلو تر بیاید .

۴ـ کیلی : چوبی به شکل بوده که یک سر ان با رسیمانی به بناویج [ آن که با فاصله از کارگه قرار داشت ] می بستند و طناب وردسی را از میان آن عبور داده  و سر دیگر طناب را به نخهای رها شده از گندی می بستند تا در هنگام شل و سفت کردن طناب راحت حرکت کند .

۵ ـ گرا: سر نخها را برای شروع کار به گرا پروز می کردند [ گرا نخهایی است که باعث اتصال اولیه نخها می شود ]

۶ ـ نورت: چوبی به قطر ۱۰سانتی متر و طول ۱ متر که دو طرف آن باریک می باشد و در سمت راست آن چند سوراخ وجود دارد تا میله « تنگیره» را وارد آن کند و دوطرف باریک نورت به روی « کپی» قرار دارند و درون آن می تواند به راحتی چرخیده شود.

۷- کپی : دو قطعه چوب به شکل (         ) که در دو طرف کارگه  در روی زمین قرار می دادند به طوری که دهانه های آن دو رو بروی هم دیگر باشند تا نورت در آن قرار گیرد و بچرخد.(                            )

۸ ـ تنگیره : میله ای فلزی که در داخل سوراخهای نورت قرار می دادند و یک سر آن را به روی زمین قرار داده تا نورت به خودی خود حرکت نکند و در هنگام نیاز با جابجا کردن تنگیره در سوراخ های مختلف نورت را چرخانده و سفره را به دور آن می پیچیدند.

۹ـ دفتین : دو عدد چوب نی به طول حدوداً۶۰ الی ۷۰ سانتیمتر که بین این دو چوب را با نخ به صورت شانه مانند می چیدند  و نخ های سفره  باقی را از درون این نخ های دفتین عبور می داند و به گرا وصل می کردند .

ـ تنه اصلی کارگه را این دو دفتین تشکیل میدادند ، به وسیله دو ریسمان به مهره جیغو و از آن جا به بناویج وصل بودن و تمام کار را بالاتر از زمین نگه می داشتند . بوسیله دو ریسمان دیگر در داخل کارگه به پاچی بوجار وصل بودند.

۱۰ـ مهر ه جیغو : دو عدد چوب به قطر ۲ یا ۳ سانتیمتر و طول یک وجب که نقطه اتصال طناب بناویج و دفتین می باشند و کار تنظیم حرکت بالا و پایین رفتن دفتین ها را برعهده دارند.

۱۱ـ پاچی بوجار: دو عدد چوب تخته مانند که در گف کودال کارگه یک طرف آنها بوسیله میله ای به نام میخ پاچی بوجار به زمین متصل و طرف دیگر آنها که سوراخ می باشد و با ریسمان به دفتین متصل می باشد و شخص بافنده با فشار دادن هریک از این تخته ها یکی  دفتین ها را بالا و پایین می کند که سبب زیرو رو شدن نخ ها می شده است .

۱۲ـ سه رینگ : دو عدد چوب به پهنای یک یا دو سانتی متر و طول ۴۰ سانتی متر که یک طرف آن را با مقداری روکش فلزی پهن کرده بودند. وظیفه این دو چوب مانع شدن از جمع شدن سفره بافته شده بوده است .

۱۳ـ شانه : چوبی شانه مانند که وقتی پود سفره را بین تارها عبور میدادند ضربه را وارد می کرده است . اصلی ترین قسمت کار را برعهد ه داشته است .

۱۴ـماسوره : که نخ پود به دور آن پیچیده بوده است و آن را توسط ماکو از بین تارها عبور می دادند.

۱۵ـ ماکو: تکه چوبی به شکل (                     ) که ماسوره در وسط آن قرار گرفته و با ضربه دست از یک طرف تارهای سفره به طرف دیگر حرکت می کرده است و نخ پود را بین تارها قرار می داده است .

۱۶ـ میونچی : قطعه چوبی به شکل (                                ) که در وسط نخ ها قرار میدادند تا نخ ها را به دو قسمت تقسیم کند و یک قسمت به عنوان تار بالایی و یک قسمت به عنوان تار زیرین سفره به کار رود .( میونچی نخ ها را به دو قسمت تقسیم می کرده است و هر کدام از این قسمت به یکی از دفتین ها وصل بوده است و هر کدام از دفتین ها به یکی از پاچی بوجار ها،  در هنگام ضربه اول یکی از پاچی بوجارها پایین می رفته و در نتیجه یکی از دفتین ها پایین آمده و یکی از تارها در پایین و دیگری در بالا قرار می گرفته است . ماکو از بین تارها عبور کرده و نخ پودر ا در آنجا قرار می داده ، توسط شانه ضربه وارد می شده ، سپس پاچی بوجار بعدی را فشار داده ب پایین می رفت و دفتین دیگر را به همراه تار دیگربه پایین آورده و تار قبلی بالا قرار می گرفته ، دو باره ماکو از بین تارها عبور می کرد. و نخ پود را در آنجا قرار می داده و توسط شانه ضربه وارد می شده و همین کار ادامه داشت .( اولین ضربه ای که در شروع کار سفره بافی انجام می داده به عنوان آغاز کار موسوم به ( پوناش نامون)  بود ه است به معنی پود اول را در حلق تارها قرار دادن .

( و به طور معمول هر ۲ متر نخ گندی یک سفره را تشکیل می دهد.

 

بارالها دستان زحمت کشان این سرزمین را بر کنبد لاجوردی احسانت برسان.

 

تهیه کننده : رقیه  بیگی