انتخاب برگه

چادر سفید در اعماق تاریخ

IMG_3574 IMG_6367 IMG_6378

تا کنون صحبت های پراکنده ای در خصوص علت پوشش چادر سفید خانمهای ورزنه ای مطرح گردید که بدون تعمق در دلایل تاریخی و اجتماعی آن بیشترین علت را به گرمای منطقه نسبت می داد اما این موضوع کمی دور از ذهن به نظر می رسید بنابراین اینجانب برآن شدم تا با تحقیق در خصوص ریشه های تاریخی با دیدی اجتماعی موضوع را بررسی نمایم . از متون تاریخی و نوشته های سیاحان خارجی اینگونه می توان برداشت کرد که چادر سفید دارای گسترده گی بالایی درپهنه جغرافیای ایران و حتی خارج از ایران بوده است (در ایران استفاده زنان در کرمان ، راین ، یزد و اصفهان از چادر سفید و خارج از ایران استفاده زنان الجزایر از پوشش چادر سفیدی بنام هایک به عنوان حجاب ) ولی کم کم ما می بینیم این محدوده ، کوچک و کوچکتر شده و در ایران ما فقط در ورزنه  اصفهان شاهد پوشش چادر سفید هستیم . استفاده از چادر سفید در طول دوران تاریخ تا دوره قاجار نیز مرسوم بوده است و به نظر اینجانب اینکه ما الان در کل ایران نمی توانیم چادر سفید ببینیم جای تامل دارد چرا که اگر چادر نیز وجود داشته همان چادر سفید بوده است  اینکه چرا این پدیده  تا حالا در ورزنه فقط پایدار مانده می تواند  دارای دلایلی طبیعی و اجتماعی باشد . در ذیل خواهیم دید که چگونه چادر سفید در بسیاری از نقاط ایران مورد استفاده قرار می گرفته و نهایتاً به ورزنه محدود گشته است چرا که ورزنه  به خاطر شرایط جغرافیای و اجتماعی بسیار کم دستخوش تغییرات بوده است  . ورزنه در نقطه مرزی  استان اصفهان و یزد و آخرین جایی است که رودخانه زاینده رود به بن بست رسیده و هر آنچه از برکات خود را که به همراه آورده به مردم تقدیم می کند ،  ما می توانیم اقتصادی را ببینیم که مبتنی بر کشاورزی و دامداری بوده و کاملاً خود کفا می باشد و نیاز به مهاجرت نسل جوان نبوده است عدم مراوده با جوامع شهری و درون گرا بودن جامعه ورزنه و ضعیف بودن نقش اجتماعی زنان نقش بسیار اساسی داشته چرا که اگر کسی هم متاثر از جوامع شهری می خواست چادر مشکی بپوشد اما چون انگشت نما می شد مجبور بود از چادر سفید استفاده کند و این دقیقا مربوط به زمانی است که اجتماعات  زنانه و مدارس دخترانه شکل نگرفته است و تنها اجتماع زنان حضور در مساجد جهت انجام فریضه نمازو مراسم های مذهبی بوده است که در این خصوص حتی هم اکنون نیز در سایر نقاط ایران نیز چادر سفید یا چادر سفید گلداربه سر می کنند پس این خود نیز موجب تقویت چادر سفید بوده است ؛ با آغاز نظام جمهوری اسلامی و استفاده از چادر مشکی به عنوان حجاب برتر کم کم می بینیم مدارس دخترانه نیز شکل گرفته و پایگاه اجتماعی زنان ارتقاء می یابد امری که بخش قابل توجهی از دانش آموزان را به استفاده از چادرمشکی فرا می خواند اینجاست که می بینیم چادرمشکی مختص خانمهای تحصیل کرده و با کلاس است و این یعنی گرایش بیشتر خانمهای خانه دار ورزنه به چادرمشکی و اینجاست که تسابق چادر سفید و مشکی شروع می شود که البته دراین صورت ، عدم فرهنگ سازی  می تواند ریشه های تاریخی حجاب سفید را در ایران بخشکاند که امیدوارم ما هیچ گاه شاهد چنین روزی نباشیم

آنچه در کتاب های تاریخی آمده، قدمت چادر به زنان هخامنشیان می رسد. چادر برای اولین بار در یک اثر از ابنیه ارگیلی در شمال غربی آناتولی که زنان را سوار بر اسب به تصویر کشیده و هم اکنون در موزه استانبول است، پوششی مانند چادر را به صورت ابتدایی آن مطرح می کند. البته این پوشش چادرمانند به صورت پارچه ای با حاشیه دوزی بسیار زیبا، آویزان از پشت تاج خانم های هخامنشی دیده می شود.

“جرجی زیدان” می نویسد: اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بود و دیانت مسیح هیچ تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است. در فرهنگ معین برابر لغت چادر نوشته شده: “بالاپوشی که زنان روی سر اندازند و همه اندام آنان را پوشاند.”

اما چادر به معنی حجاب از زمان صفویان رواج پیدا کرد. اولئاریوس می نویسد: “زنان سر خود را کاملا می پوشانند و روی آن پارچه ای می اندازند که روی شانه هاشان می افتد و از جلو، گردن و گلو و سینه هایشان را می پوشاند (مقنعه) و آنگاه که آهنگ بیرون رفتن می کنند با چادر سفید سراسر اندام خود را از سر تا پا می پوشانند و رویشان را چنان زیر نقاب پنهان می دارند که جز مردمک چشمان چیزی دیده نمی شود.

بر اطلاق زنان ایرانی چهارپوشش جداگانه دارند که از دو تای آنها در خانه و از دوتای دیگر بیرون از خانه استفاده می کنند.

نخست پوششی روسری مانند که غالبا به منظور آرایش است و تا پشت اندام را می پوشاند. دوم چارقد که پوششی سه گوشه است، میانش را روی سر می اندازند و وسط دو دامن آن را زیر چانه به نوعی گره می زنند که دو دامن روی سینه را بپوشاند و دامن سوم پشت سر را مستور بدارد، پوشش سوم همان چادر است که سراسر اندام را از سر تا پا می پوشاند و پوشش چهارم چیزی شبیه دستمال است که صورت را می پوشاند و روی شقیقه بسته می شود. روی این روبند آنجا که چشم است شبکه هایی برای دیدن تعبیه شده است.”

اما همانطور که در روایت های تاریخی نقل شده است، چادر در آن زمان ها به رنگ های مختلف از جمله بنفش و آبی بوده است و فقط در ماه های محرم و صفر، زنان ایرانی برای شرکت در روضه های عزای امام حسین(ع) از چادرهای مشکی استفاده می کردند.

راوندی می نویسد: “تا حدود ۱۸۸۰ میلادی (۱۲۹۸ هـ) چادرهای زنان رنگارنگ و بسیار زیبا بود. در این وقت سیاحان و جهانگردان فرنگی که به استانبول می آمدند از زنان مسلمانی که در قبرستان ها ایستاده بودند، عکسبرداری می کردند.

این امر و انتشار رمان پیرلوتی به نام آزاده خانم که داستان ارتباط یک نفر فرنگی با زوجه یک افندی مسلمان است موجب نارضایتی سلطان عبدالحمید خان شد و فرمود که از این به بعد خانم ها چادر مشکی بپوشند و پیچه بزنند و این رسم کم کم به سایر بلاد از جمله تبریز سرایت کرد و بعدها در عهد آتاتورک و کشف حجاب نیز از ۱۹۲۴ میلادی (۱۳۴۳هـ) به بعد در استانبول معمول شد و بعد به تهران راه یافت.”

اما در همان زمان ها نیز چادر مشکی رواج پیدا نکرد. ایران که از اقوام مختلف تشکیل شده و هر یک پوشش خاص خود را دارند هیچ گاه چادر را به عنوان پوشش قبول نکردند.مطالعه در پوشش اقوام ایرانی نشان می دهد که چادر بیشتر در اقوام و شهرهایی که به حاکمیت نزدیک بودند رواج داشت.

اقوام کرد، لر، ترکمن، شمالی و… هیچ کدام چادر را به عنوان پوشش در پوشاک خود نداشتند. حتی در جنوب کشور و خوزستان هم که چادر بود، شکل و شمایل چادر در شهرهای مرکز را نداشته است.

دکتر درخشنده صادقی در پژوهشی با عنوان حجاب و زنان آورده که”زنان طبقات کارگری در کشورهای مسلمان که پایه اقتصاد کشاورزی داشتند بدون چادر در کشتزارها و چراگاه ها مشغول به کار بودند

امام محمد غزالی دردوران سلجوقی در کیمیای سعادت صفحه ۴۷۰  : و بدان که هیچ تخم فساد چون نشستن با زنان اندر مجلس ها و مهمانی ها و نظارها نبود . چون میان ایشان حجاب نبود . و بدان که زنان چادر و نقاب دارند ، کفایت نبود وبلکه چون چادر سفید دارند و اندر نقاب نیز تکلف کنند ، شهوت حرکت کند و باشد که نیکوتر نمایند از آنکه روی باز کنند ، پس حرام است بر زن به چادر سپید و روی بند به تکلف اندر بسته بیرون شدن ، و هر زنی که چنین کند عاصی است و پدر و مادر و شوهر که دارد و بدان راضی بود ، اندرآن معصیت با او شریک باشد .

اولئاریوس در زمان شاه صفی : زنان موقعی که از خانه خارج می شوند چهره خود را نشان مردان نمی دهند. بلکه چادر سفیدی روی سر می اندازند که تمام بدن آنها را تا مچ پا می پوشاند و فقط در جلوی صورت شکاف کوچکی دارد که از آن شکاف به زحمت جلوی خود را می توانند ببینند. و چه بسا چهره های زیبایی که با لباس های محقرانه و چهره های زشتی که با لباس های مجلل و فریبنده، زیر این چادرها مخفی هستند. و انسان نمی تواند بفهمد در پس چادر، چه قیافه ای نهفته است

سایکس در دوره قاجاردر کتاب ده هزار میل در ایران صفحه ۲۴۶ در باره راین می نویسد (روز بعد بقصبه راین که باغات زیادی دارد وارد شدیم راین در جلگه مسطحی واقع شده است … زنهای این ناحیه مثل زنهای کرمان چادر سفید برسر دارند در صورتیکه در یزد چادر سفید اختصاص به زنهای یهودی دارد )

کلاویخو دردوره تیموری در سفرنامه اش می نویسد : زنهای شهری معمولاً روی پوشیده اند و عجب آنکه چادر سفید داشته اند و نقاب سیاه ، واقعاً مثل ماه زیر ابر رفته اند .

پویچ کاتف درزمان شاه عباس صفوی ( کتاب همراه با سیاحان وجهانگردان نوشته محمود حکیمی صفحه ۸۶ ) زنان در بیرون خانه خود را به متقال نازکی (پارچه پنبه‌ای سفید شبیه به کرباس اما از آن لطیف تر) می پیچند که چشم و صورت آنها پیدا نیست ، آنها جوراب های ساق بلند ماهوتی رنگ و کفش برپا دارند ولی برخی از زنان جوراب های ساق بلند مخملی می پوشند

پیترو دلاواله در زمان شاه عباس صفوی درسفرنامه خود( ترجمه شعاع الدین شفا صفحه۱۲۱)  می نویسد : زنان موقعی که بیرون می روند تمام بدن و چهره خود را به نحوی که در سوریه نیز مرسوم است ، با پارچه سفید می پوشانند و سوار بر اسب می شوند که دهنه آن غالباً در دست یک مستخدم است ، ولی ممکن است شخصاً نیز دهنه را در دست بگیرند.

تهیه و تنظیم احمد شهباز ورزنه استفاده از مطلب با ذکر منبع بلا مانع می باشد .